![]() |
![]() |
|
| یادداشت های روزانه و از سر دلتنگی خودم |
|
رفت....
به همین راحتی ... هنوز صداش تو گوشم هست که از در می آمد توی تحریریه و با همون لهجه ای که مال خودش بود می گفت: سلام و یادم می مانه «پهلوان» گفتن هاشو بهم.... می گفت:« مهین جان دوباره شر به پا نکنی ها... » روزگاریه.. منوچهر لطیف هم رفت. ای وای..............
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط من |
|
|
با اینهمه دروغ چرا؟
شرمساری اینهمه فریب را تا کجا به دوش می کشی یعنی؟؟؟ پشیمانم از اعتماد کردن دختر داستان های من عاقبت مرد با دستان تو من دلتنگم این روزها دلتنگ برای تنهایی قبل از بودن تو برگرد از راهی که آمدی
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط من |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نشانم عقرب است. دختر آبانم. صبورم تا وقتی که کسی از خط قرمزهایم عبور نکرده باشد. ماجراجو و دلبسته سفر. مدام از این ور به آن ور. به دلم قول دادم دیگه نگذارم کسی ویرانش کند. عاشق تنهایی ام و سکوت. دریا را هم خیلی دوست دارم. من کلا همین ام
|
|
RSS
|